X
تبلیغات
ترجمه دعای کمیل
دعای کمیل و ترجمه آن

 

میرم تا چلچراغی اشک را برپا کنم 

 این وجود مرده را در بیت حق احیا کنم

 گر که مولایم عنایت بر من عاصی کند

میروم تا قبر زهرا مادرم پیدا کنم ((( سلام الله علیها )))

 

((((( حلال کنین عازم سفر مکه ام با تشکر محمد ))))

 یا علی

شهداء را شاد کنید با ذکر صلوات 

السلام علیکم ایها الشهداء والصدیقین

اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای الی ظهور المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام بحق دماء الحسین و اولاد الحسین و اصحاب الحسین علیهم السلام

 اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطمةَ و اَبيها و بَعلِِها وَ بَنيها
 وَالسِّرِّ المُستَودَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک


  اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعين

 الي يوم الدين في هذه الساعه و في كل ساعه ان شاءالله

 يا مهدي جان ادركنا يا مولاي عزيز و حاضرمان ارواحنا فداك يا مولا جان يا مهدي جان 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 23:53  توسط محمد شب آبی | 

 

با سلام این مطلب رو از یکی از وبلاگها گرفتم آدرسش یادم نبود

ولی خدا خیرش بده ان شاءالله

مطالب بسیار جالب و زیبایی هست تقدیم به شما یا علی .

 

1- کلمه روح

 

 1 - کلمه روح به ابجد = 214

2 - ملفوظی عدد 214= دال - ی ا – را جمع ابجدی =247

3-  247 به نطق عدد به حرف می شود ر م ز = رمز

 

2 - حروف مقطعات قرآنی

 


1 – تکرار حروف را حذف نمایید
2 – 14 حرف باقی می ماند به تعداد 14 معصوم
3 – 14 حرف جمله صراط علی حق نمسکه را می سازند.

 

 

3 – رابطه تعداد حروف آیه پنج سوره قصص با نام مبارک

 

 مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام)

 


1 – آیه5 سوره قصص و نریدو ان نمن علی الذین استضعفوا .......

 در باره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام ) است=  تعداد حروف این آیه

۵۹ عدد می باشد.

2 -  مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام) به ابجد = 59 می باشد.

3 – عدد 59= جمعش(9+۵)=۱۴

4 – عدد 14 یعنی چهاردهمین امام معصوم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه

السلام) می باشد.

 

4 – نام مبارک پیامبر اسلام محمد(صل الله علیه و آله و سلم)

 


1 – محمد به ملفوظی = میم – حا - میم – دال

2– زبر حروف ملفوظی = م – ح - م – د

3 – بینات حروف ملفوظی = یم – ا – یم – ال

4 = جمع بینات ملفوظی به ابجد =132

5– اسلام = 132

6 –بینات اسم پیامبر محمد(صل الله علیه و آله و سلم) =132

7 – محممد بدون تشدید هم به ابجد = 132

 

 

5 – نام مبارک حضرت علی (علیه السلام)

 


1 – علی به ملفوظی= عین – لام – یا

2 – بینات ملفوظی = ین – ام – ا

3 – جمع بینات ملفوظی به ابجد = 102

4 – ایمان = 102

خدا در قرآن به مسلمانان می گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید"

 

 

6 – اصحاب یمین چه کسانی هستند؟


۱ – یمین به ابجد = 110

۲ – علی (علیه السلام) به ابجد = 110

 

7 – غدیر خم و علی(علیه السلام)

 

1– غدیر خم به ابجد = 1854

2– 1854 جمع عددش = 18

3 – زمان= 18 ذی الحجه

4 -  ابلاغ کننده محمد (صل الله علیه و آله و سلم) -  محمد =92

5 – حاصل جمع این زمان و مبلغ در باره کیست =  ؟

6 – زمان 18 +  محمد(صل الله علیه و آله و سلم)92=  ؟

7 - 18 + 92 =110

8– علی(علیه السلام) =110

 

8 - امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) مولود کعبه

 


1 – زمان = 13 رجب

2 – مکان =کعبه

3 - کعبه به ابجد = 97

5 – حاصل جمع این زمان و مکان کیست = ؟

5 – زمان 13 + مکان 97 = 110

6 – علی (علیه السلام) = 110

 

 

9 – اول و آخر  سوره النباء

 


1 – اولین کلمه این سوره = عم

2 - عم یتساء لون =مردم از چه خبر مهمی سوال می کنند.

3 – عن النباء العظیم = از خبر بسیار بزرگ

4– الذی هم فیه مختلفون = که در آن اختلاف کلمه پیدا کردند.

 کلا سیعلمون = چنین نیست بزودی خواهد دانست.

4 - عم به ابجد = 110 و علی (علیه السلام) هم =110

در درون سوال جواب به ابجد مشخص شده است.

5– نباء العظیم = به روایتی از پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم )

علی (علیه السلام) می باشد.

یا علی (علیه السلام) آن خبر مهم تو هستی

6 – فیه مختلفون = همان روز اول رحلت پیامبر( صل الله علیه و آله و سلم ) بر سر خلافت

علی (علیه السلام) اختلاف نظر پیدا شد

 و تا حالا ادامه دارد و مصیبت جهان اسلام و کل جهان از این اختلاف می باشد.

7 – آخرین آیه 40 .... یا لیتنی کنت ترابا = کافران در روز قیامت می گویند ای کاش خاک

بودیم (تا دچار آتش کیفر نمی شودیم)

8 - تراب = خاک

9 – یکی از القاب مشهور علی(علیه السلام) = ابوتراب

10 – ابو تراب= پدر خاک

11- پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا علی (علیه السلام) من و تو پدر این امت هستیم.
عم = جواب این دو حرف در اول اسم ع  علی (علیه السلام)

 م  محمد(صل الله علیه و آله و سلم) آمد.

12 – منظور از ترابا کافران= یعنی ای کاش شیعه علی(علیه السلام) بودیم

13 – یعنی ای کاش شیعه بودیم و ولایت علی (علیه السلام) قبول می کردیم.

 

 

10 – 72 دوفرقه شدن امت

 


1 – پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود :

 امت من 72 فرقه می شوند و فقط یک فرقه از آتش جهنم نجات پیدا می کنند.


2 – فرقه = 385


3 – شیعه = 385

 

والسلام با تشکر از کسی که این مطالب رو جمع آوری کرده و

 صلواتی رو تقدیم به آن بزرگوار کنیم با تشکر  

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین

 فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله

 یا مهدی جان ادرکنا یا مولای عزیز و حاضرمان ارواحنا فداک

 

 اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطمةَ و اَبيها و بَعلِِها وَ بَنيها

 وَالسِّرِّ المُستَودَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 11:1  توسط محمد شب آبی | 

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

 بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

برحمتک یا ارحم الراحمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:17  توسط محمد شب آبی | 

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:


علی ( علیه السلام ) ویژگی هایی دارد که اگر یکی از آنها به تمام مردم داده شود برایشان کافی است و آن امتیازات عبارتند از : فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او:


هر که من مولای اویم علی مولای اوست

و علی نسبت به من چون هارون نسبت به موسی ست

و علی از من است و من از علی

و علی نسبت به من چون جان من است اطاعت از او اطاعت از من و نافرمانی از او نافرمانی ازمن است

و جنگ با علی جنگ با خداست و سازش با علی سازش با خداست

و دوست علی دوست خدا و دشمن او دشمن خداست

و علی حجت و خلیفه خدا بر بندگان است

و دوستی علی نشانه ایمان و دشمنی با او نشانه کفر است

و حزب علی حزب خداست و حزب دشمنان او حزب شیطان است

و علی با حق است همان طور که حق با علی ست و این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه بر کنار حوض کوثر به من ملحق شوند

و علی قسمت کننده بهشت و دوزخ است

و هرکس از علی جدا شود از من جدا شده و هر کس از من جدا شود از خدا جدا شده است

و فقط شیعیان علی رستگاران روز قیامت هستند

امالی صدوق مجلس 20 حدیث 1.

السلام علیک یا امیرالمومنین بعد از رسول الله علی بن ابیطالب علیهم السلام ارواحناه فداک


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:32  توسط محمد شب آبی | 

عن ابی سعید قال:

اتت فاطمة علیها السلام النبی صلی الله علیه و آله فذکرت عنده ضغف الحال.

فقال لها: اما تدرین ما منزلة علی علیه السلام عندی کفانی امری و هو ابن اثنتی عشرة سنة و ضرب بین یدی بالسیف و هو ابن ست عشرة سنة و قتل الابطال و هو ابن تسع عشرة سنة و فرّج همومی و هو ابن عشرین سنة و رفع باب خیبر و هو ابن اثنتین و عشرین سنة کاملة و کان لا یرفعه خمسون رجلا.

قال: فاشرق لون فاطمة علیها السلام و لم تقر قدماها حتی اتت علیّا فاخبرته.

فقال: کیف لو حدثتک بفضل الله علی کله.


روزی فاطمه علیها السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و نزد او ضعف حال اظهار کرد.


پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود:

 آیا نمی دانی علی علیه السلام چه مقامی نزد من دارد؟


۱۲ ساله بود که کارهای مرا اداره می کرد،

در ۱۶سالگی برابرم شمشیر می زد

 و ۱۹ ساله بود که پهلوان ها را کشت

در ۲۰ سالگی هم و غم مرا برطرف می کرد .

 ۲۲ ساله بود که در خیبر را از جا کند دری که ۵۰ مرد نمی توانستند آن را جابه جا کنند.


در این هنگام چهره فاطمه علیها السلام از شادی برافروخت و آرام و قرار نداشت

 تا نزدعلی علیه السلام برگشت و به او خبر داد.


علی علیه السلام در جوابش فرمود:

 پس اگر همه ی فضایلی را که خدا به من داده برایت بازگو کنم چه حالی پیدا می کنی؟

امالی صدوق مجلس ۶۲ حدیث ۱۳

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه علیهم السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:28  توسط محمد شب آبی | 

نقل است روزي اقا امير مومنان جان عالم به فدايش در بين ان دو  عمر و ابوبکر در مسيري حرکت ميکردند.

چون قد مبارک حضرت قدري از ان دو  کوتاه تر بوده يکي از از ان دو ميگويد.

علي ببين قد تو از ما دوتا کوتاه تر است.

حضرت در جمله پر معني ميفرمايند :

حکايت من در بين شما مانند حرف ن در لنا است.(يعني اگر ن نباشد لا به معناي نيستي است)


جانم به فدای امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:22  توسط محمد شب آبی | 

امیرالمومنین بعد از رسول الله حضرت علي بن ابیطالب عليه السلام فرمودند:

خداوند چهار چيز را در چهار چيز مخفي کرد:

خشنودي خويش را در طاعتش

 (پس هيچ عمل نيکي را کوچک ندان شايد رضايت در ان باشدو نداني).

غضب خود را در گناهان مخفي کرد.

(پس هيچ گنهاهي را کم ندان شايد غضب خدا در همان باشد).

و اجابت دعا در دعا مخفي است

(پس هيچ دعا را کوچيک ندان شايد اجابت در ان باشد).

و ولي خود را در بندگانش مخفي

(هيچ کس را خوار نشمار)


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:19  توسط محمد شب آبی | 

امام علي عليه السلام می فرمایند :


خير و خوبى در دنيا وجود ندارد مگر براى دو دسته :

دسته اوّل آنان كه سعى نمايند در هر روز، نسبت به گذشته كار بهترى انجام دهند.

دسته دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشيمان و سرافكنده گردند و توبه نمايند،

 و توبه كسى پذيرفته نيست مگر آن كه با اعتقاد بر ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:16  توسط محمد شب آبی | 
 

سلام به شما عزیزان ممنونم که به وبلاگم که متعلق به خودتونه سر زدین خواستم دعای کمیل رو براتون بزرام تا از این دعای خیلی خیلی زیبا استفاده کنیم . دوست دارم این دعا حتی برای ۱ بار هم شده تو عمرتون بخونین چون خیلی زیباست.

التماس دعا

مشهور است که دعای کمیل، آن دعایی است که جبرائیل به خضر آموخت پس امیرالمومنین بعد از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام  آن دعا را به «کمیل بن زیاد نخعی » که از خواصّ وی بود تعلیم داد.

این دعا از جمله عاشقانه ترین ادعیه است. این دعا در شبهای نیمهٔ شعبان و در هر شب جمعه خوانده می‌شود. و به اعتقاد شیعیان برای راحت بودن از شرّ دشمنان و گشایش روزی و آمرزش گناهان سودمند است.

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  

 بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ

خدايا از تو درخواست ميكنم بآن رحمتو بنالم به آستانت مانند عزيز گم كردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم كه اى ياور اهل ايمان
و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فريادرس‏فرياد خواهان
و اى دوست دلهاى راستگويان و اى يكتا خداى عالميان  بى‏انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است
و بتوانايى بى‏حدت كه بر هر چيز مسلط و قاهر است و همه اشياء خاضع و مطيع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذليل و زبون است
و به مقام جبروت و بزرگيت كه همه قدرتها برابر او مغلوب است

وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْ‏ءٌ

وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلاَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ

و به عزت و اقتدارت كه هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است
و به عظمت و بزرگيت كه سراسر عالم را مشحون كرده است
و به سلطنت و پادشاهيت كه بر تمام قواى عالم برترى دارد

وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ

و بذات پاكت كه پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است
و بنامهاى مباركت كه در همه اركان عالم هستى تجلى كرده است
و به علم ازليت كه بر تمام موجودات محيط است

 وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ

يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ‏

و به نور تجلى ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است
اى نور حقيقى و اى منزه از توصيف اى پيش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسين

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ‏

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ‏

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ‏

خدايا ببخش آن گناهانى را كه پرده عصمتم را مى‏درد
خدايا ببخش آن گناهانى را كه بر من كيفر عذاب نازل مى‏كند
خدايا ببخش آن گناهانى را كه در نعمتت را به روى من مى‏بندد

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

خدايا ببخش آن گناهانى را كه مانع قبول دعاهايم مى‏شود
خدايا ببخش آن گناهانى را كه بر من بلا مى‏فرستد
خدايا هر گناهى كه مرتكب شده‏ام و هر خطايى از من سر زده همه را ببخش

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ‏

وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ‏

اى خدا من به ياد تو بسوى تو تقرب مى‏جويم و تو را سوى تو شفيع مى‏آورم
و از درگاه جود و كرمت مسئلت مى‏كنم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازى و شكر و سپاست را به من بياموزى و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كنى

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ‏

أَنْ تُسَامِحَنِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً وَ فِي جَمِيعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً

خدايا از تو مسئلت مى‏كنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسكنت
كه كار بر من آسان گيرى و به حالم ترحم كنى و مرا به قسمت مقدر خود خوشنودو قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى

اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ‏

خدايا من از تو مانند سائلى در خواست مى‏كنم كه در شدت فقر و بيچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختيهاى عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدى كه حضور توست باشد

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلاَ مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ‏

وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ‏

اى خدا پادشاهى تو بسيار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مكر و تدبيرت در امور پنهان است
و فرمانت در جهان هويداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسى از قلمرو حكمت فرار نتواند كرد

اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لاَ لِشَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً

خدايا من كسى كه گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاى بدم (از لطف و كرم) به كار نيك بدل كند جز تو كسى نمى‏يابم (كه خدا اين تواند)

غَيْرَكَ‏ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي‏

وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَ مَنِّكَ عَلَيَ‏

خدايى جز تو نيست اى ذات پاك و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دليرى كردم به نادانى خود
و خاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردى و بر من لطف و احسان فرمودى

اللَّهُمَّ مَوْلاَيَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ‏

وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ (أَمَلْتَهُ) وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ‏

وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ‏

اى خدا اى مولاى من چه بسيار كارهاى زشتم مستور كردى
و چه بسيار بلاهاى سخت از من بگردانيدى و چه بسيار از لغزشها كه مرا نگاه داشتى
و چه بسيار ناپسندها كه از من دور كردى و چه بسيار ثناى نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى

اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِي وَ أَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي وَ قَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بِي أَعْمَالِي‏

وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي (آمَالِي)

وَ خَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِي بِجِنَايَتِهَا (بِخِيَانَتِهَا) وَ مِطَالِي‏

اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسيار ناخوش و اعمالى نارسا
و زنجيرهاى علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاى دور و دراز دنيوى از هر سودى مرا باز داشته
و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است

يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاَ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَ فِعَالِي‏

وَ لاَ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي وَ لاَ تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي‏

اى خداى بزرگ و سيد من به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نكند
و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهى مرا مفتضح و رسوا نگردانى و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته‏در خلوت بجا آورده‏ام

مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي‏ وَ كُنِ

و تقصير و نادانى و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده‏ام (كرم كن و) زودم به عقوبت مگير

اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ (فِي الْأَحْوَالِ كُلِّهَا) رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً

إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَ النَّظَرَ فِي أَمْرِي‏

اى خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جميع امور مهربانى كن
اى خدا اى پروردگار جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه كند

إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي‏

اى خدا اى مولاى من تو بر من حكم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پيرو هواى نفس گرديدم

وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ

فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ (مِنْ نَقْضِ) حُدُودِكَ وَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ‏

و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شيطان) كه معصيتها را در نظرم جلوه‏گر ساخته و فريبم داد خود را حفظ نكردم و قضاى آسمانى نيز مساعدت كرد
تا آنكه من در اين رفتار از بعض حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضى اوامرت راه مخالفت پيمودم

فَلَكَ الْحَمْدُ (الْحُجَّةُ) عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ وَ لاَ حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَلْزَمَنِي حُكْمُكَ

 وَ بَلاَؤُكَ‏ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ

حال در تمام اين امور تو را ستايش مى‏كنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هيچ حجتى نخواهد بود با آنكه در او قضاى تو بوده و حكم (تكوينى) و امتحان و آزمايش تو مرا بر آن ملزم ساخته
و با اين حال

يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً

مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لاَ أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي وَ لاَ مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ

 فِي أَمْرِي‏

بار خدايا به درگاهت پس از تقصير و ستم بر نفس خود باز آمده‏ام با عذر خواهى و پشيمانى
و شكسته دلى و تقاضاى عفو و آمرزش و توبه و زارى و تصديق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه كردم مفرى دارم و نه جايى كه براى اصلاح كارم بدانجا روى كنم و پناه برم

غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ (سَعَةٍ مِنْ) رَحْمَتِكَ‏

مگر آنكه تو باز عذرم بپذيرى و مرا در پناه رحمت بى‏منتهايت داخل كنى

اللَّهُمَّ (إِلَهِي) فَاقْبَلْ عُذْرِي وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي وَ فُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي‏

يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَ رِقَّةَ جِلْدِي وَ دِقَّةَ عَظْمِي‏

يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَ ذِكْرِي وَ تَرْبِيَتِي وَ بِرِّي وَ تَغْذِيَتِي هَبْنِي لاِبْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَ سَالِفِ بِرِّكَ بِي‏

اى خدا عذرم بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايى بخش
اى پروردگار من بر تن ضعيف و پوست رقيق و استخوان بى‏طاقتم ترحم كن
اى خدايى كه در اول به خلعت وجودم سرافراز كردى و به لطف ياد فرمودى و به تربيت‏و نيكى پرورش دادى و بغذا عنايت داشتى اينك بهمان سابقه كرم و احسانى كه از اين پيش با من بودت بر من ببخش

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ‏

وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ‏

وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ‏

ى خداى من اى سيد و مولاى من آيا باور كنم كه مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم
و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد
و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبت استوار گرديد

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ‏

هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبْعِدَ (تُبَعِّدَ) مَنْ أَدْنَيْتَهُ‏

أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاَءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ‏

و بعد از آنكه از روى صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيتت اعتراف كردم
بسيار دور است كه تو كريمترى از اينكه از نظر بياندازى كسى را كه پرورش داده‏اى آن را يا آنكه دور كنى كسى را كه نزد خود كشيده
يا برانى آنكه را كه به او جا داده‏اى يا بسپارى بسوى بلاء آنكه را كه به او كفايت كرده‏اى و رحم نموده‏اى

وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً

وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مَادِحَةً

و اى كاش اى خداى من و سيد و مولاى من بدانستمى كه تو آتش قهرت را مسلط مى‏كنى بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده‏اند
يا بر آن زبانها كه از روى حقيقت و راستى ناطق به توحيد تو و گويا به حمد و سپاس تواند

وَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً

وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً وَ أَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً

يا بر آن دلها كه از روى صدق و يقين به خدايى تو معترفند يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند
يا بر آن اعضايى كه مشتاقانه به مكانهاى عبادت و جايگاه طاعتت مى‏شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مى‏طلبند

مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِ

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاَءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا

و هيچكس به تو اين گمان نمى‏برد و چنين خبرى از تو اى خداى با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده
در صورتى كه تو خود بى‏طاقتيم را بر اندك رنج و عذاب دنيا و آلامش مى‏دانى

وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاَءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ

فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلاَءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ (حُلُولِ) وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا

وَ هُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لاَ يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ‏

و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنى‏هاى آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است
پس من چگونه طاقت آرم و عذاب‏عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم
و حال آنكه مدت آن عذاب طولانى است و زيست در آن هميشگى است و هيچ بر اهل عذاب در آنجا تخفيفى نيست

لِأَنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ‏

وَ هَذَا مَا لاَ تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ‏

يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي (بِي) وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏

چندان كه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست
كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن ندارد
اى سيد من پس من بنده ناتوان ذليل و حقير و فقير و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم

يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي‏

لِأَلِيمِ الْعَذَابِ وَ شِدَّتِهِ أَمْ لِطُولِ الْبَلاَءِ وَ مُدَّتِهِ


اى خداى من اى پروردگار من و سيد و مولاى من از كدامين سختيهاى امورم بسويت شكايت كنم و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم
از دردناكى عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاى سخت زارى كنم

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ

 أَوْلِيَائِكَ‏

فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ‏

پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه كنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى
در آن حال گيرم كه بر آتش عذاب تو اى خداى من و سيد و مولاى من و پروردگار من صبورى كنم چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد

وَ هَبْنِي (يَا إِلَهِي) صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ‏

أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَ رَجَائِي عَفْوُكَ‏

و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد
يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدوارى كه به عفو و رحمت بى‏منتهايت دارم

فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ

(الْآلِمِينَ)

وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ‏

بارى به عزتت اى سيد و مولاى من به راستى سوگند مى‏خورم كه اگر مرا با زبان گويا (به دوزخ) گذارى من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى كنم
و بسى فرياد مى‏زنم بسويت مانند شيون گريه كنندگان


وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ وَ لَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ‏

يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏

يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ وَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏


و بنالم به آستانت مانند عزيز گم كردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم كه اى ياور اهل ايمان
و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فريادرس‏فرياد خواهان
و اى دوست دلهاى راستگويان و اى يكتا خداى عالميان 

أَ فَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ (يُسْجَنُ) فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ‏

وَ ذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَ جَرِيرَتِهِ‏

آيا درباره تو اى خداى پاك و منزه و ستوده صفات گمان مى‏توان كرد كه بشنوى در آتش فرياد بنده مسلمى را كه به نافرمانى در دوزخ زندانى شده
و سختى عذابت را به كيفر گناه مى‏چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده 

وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ‏

و ضجه و ناله‏اش با چشم انتظار و اميدوارى به رحمت بى‏منتهايت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مى‏خواند و به ربوبيتت متوسل مى‏شود 

يَا مَوْلاَيَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَ هُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ‏

باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى كه به سابقه حلم نامنتهايت چشم دارد 

أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ‏

أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَ أَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرَى مَكَانَهُ‏

أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ‏

يا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است
يا چگونه شراره‏هاى آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداى كريم ناله‏اش را مى‏شنوى و مى‏بينى مكانش را
يا چگونه شعله‏هاى دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بى‏طاقتيش را مى‏دانى

أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ‏

أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَ هُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهْ‏

أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ (فَتَتْرُكَهُ) فِيهَا

يا چگونه به خود بپيچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنكه تو به صدق (دعاى) او آگاهى
يا چگونه مأموران دوزخ او را زجر كنند با آنكه به صداى يا رب يا رب تو را مى‏خواند
يا چگونه به فضل تو اميد آزادى از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذارى 

هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ‏

وَ لاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسَانِكَ‏

هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد و اين گمان نرود
و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده اين معامله شباهت ندارد 

فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ‏

لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلاَماً

پس من به يقين قاطع مى‏دانم كه اگر تو بر منكران خداييت حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏كردى 

وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً)

لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ‏

و هيچكس را در آتش جاى و منزل نمى‏دادى
و ليكن تو اى خدانامهاى مباركت مقدس است و قسم ياد كرده‏اى كه دوزخ را از جميع كافران

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ‏

وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً أَ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ‏

جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
و تو را ستايش بى‏حد سزاست كه با وجود آنكه خويش را ثنا گفتى و بهمه انعام نمودى در كتاب خود فرمودى آيا (در آخرت) اهل ايمان با فاسقان يكسانند هرگز يكسان نيستند 

 

إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا

وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَ حَكَمْتَهَا وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا

اى خداى من و سيد من از تو درخواست مى‏كنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) كه مقدرات عالم بدان كردى
و به مقام قضاى مبرم كه بر هر كه فرستادى غالب و قاهر شدى 

أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ‏

وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ‏

كه مرا ببخشى و در گذرى در همين شب و همين ساعت هر جرمى و هر گناهى كه كرده‏ام
و هر كار زشتى پنهان داشته‏ام و هر عملى (مستور و عيان) آشكار يا پنهان به جهالت مرتكب شده‏ام 


وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي‏

وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ‏

و هر بد كارى كه فرشتگان عالم پاك را مأمور نگارش آن نموده‏اى كه آن فرشتگان را به حفظ هر چه كرده‏ام موكل ساختى
و شاهد اعمالم با جوارح و اعضاى من گردانيدى و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من 

وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ‏

وَ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ (تُنْزِلُهُ) أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ (تُفَضِّلُهُ)

و شاهد و ناظر بر آن اعمال من كه از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته‏اى همه را ببخشى
و نيز درخواست مى‏كنم كه مرا حظ وافر بخشى از هر خيرى كه مى‏فرستى و هر احسانى كه مى‏افزايى 

أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ (تَنْشُرُهُ) أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ (تَبْسُطُهُ) أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ مَالِكَ رِقِّي يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي‏

و هر نيكويى كه منتشر مى‏سازى و هر رزق و روزى كه وسيع مى‏گردانى و هر گنه كه مى‏بخشى و هر خطا كه بر آن پرده مى‏كشى اى رب من اى رب من اى رب من
اى خداى من اى سيد و مولاى من اى كسى كه زمام اختيارم به دست اوست

يَا عَلِيماً بِضُرِّي (بِفَقْرِي) وَ مَسْكَنَتِي يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَ فَاقَتِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏

أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أَسْمَائِكَ‏

اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بينوايى و وضع پريشانم اى آگاه به احتياجم و بى‏چيزيم اى رب من اى رب من اى رب من
از تو درخواست مى‏كنم به حق حقيقتت و به ذات مقدست و بزرگترين صفات و اسماء مباركت 

أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ (فِي) اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ

مَقْبُولَةً

كه اوقات مرا در شب و روز به ياد خود معمور گردانى و پيوسته به خدمت بندگيت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمايى 

حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي (إِرَادَتِي) كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً

يَا سَيِّدِي يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏

تا كردار و گفتارم همه يك جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد
اى سيد من اى كسى كه تمام اعتماد و توكلم بر اوست و شكايت از احوال پريشانم به حضرت اوست اى رب من. . . 

قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي‏

وَ هَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ وَ الدَّوَامَ فِي الاِتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ‏

(لطفى كن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگيت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده
و اركان وجودم را به خوف و خشيت سخت بنيان ساز و پيوسته به خدمت در حضرتت بدار 

حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ (الْمُبَادِرِينَ)

وَ أَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ‏

تا آنكه من در ميدان طاعتت بر همه پيشينيان سبقت گيرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آيم
و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزديك گردم

 
وَ أَخَافَكَ مَخَافَةَ الْمُوقِنِينَ وَ أَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ‏

اللَّهُمَّ وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ‏

و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين كنندگان و با اهل ايمان در جوار رحمتت همنشين باشم
خدايا و هر كه با من بد انديشد تو مجازاتش كن و هر كه مكر ورزد به كيفرش برسان

 وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ‏

وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَإِنَّهُ لاَ يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْ لِي بِجُودِكَ‏

و مرا بلطف و رحمتت نصيب بهترين بندگانت عطا كن و مقام مقربترين
و مخصوصترين خاصان حضرتت كرامت فرما كه هيچكس جز به فضل و رحمتت اين مقام نخواهد يافت و باز جود و بخشش بى‏عوضت از من دريغ مدار

وَ اعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ وَ احْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ‏

وَ اجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً

بزرگى و مهربانى كن و مرا به رحمت واسعه‏ات از شر دو عالم محفوظ بدار
و زبانم را به ذكر خود گويا ساز و دلم را از عشق و محبت بى‏تاب گردان

وَ مُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي وَ اغْفِرْ زَلَّتِي‏

فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ

و بر من منت گذار و دعايم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطايم ببخش
كه تو خود به بندگان‏از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت كردى

فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي‏

فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي وَ بَلِّغْنِي مُنَايَ وَ لاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي‏

اينك من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز كردم
پس به عزت و جلالت قسم كه دعايم مستجاب گردان و مرا به آرزويم (كه وصال توست) برسان و اميدم را به فضل و كرمت نااميد مگردان

وَ اكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي‏

يَا سَرِيعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لاَ يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ

و از شر دشمنانم از جن و انس كفايت فرما
اى كه از بندگانت بسيار زود راضى ميشوى ببخش بر بنده‏اى كه بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالك چيزى نيست

فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غِنًى‏

ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلاَحُهُ الْبُكَاءُ

كه تو هر چه بخواهى ميكنى اى كه نامت دواى دردمندان و يادت شفاى بيماران است و طاعتت بى‏نيازى از هر چه در جهان
ترحم كن به كسى كه سرمايه‏اش اميد به توست و اسلحه‏اش گريه است

يَا سَابِغَ النِّعَمِ يَا دَافِعَ النِّقَمِ يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ يَا عَالِماً لاَ يُعَلَّمُ‏

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏

اى بخشنده كاملترين نعمت اى دفع كننده هر بلاء و مصيبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بى‏آموختن
درود فرست بر محمد (صل الله علیه و آله و سلم ) و آل محمد (علیهم السلام ) و با من آن كن كه لايق حضرت توست

وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ (أَهْلِهِ) وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً (كَثِيراً)

و درود و رحمت خدا بر رسول گراميش و امامان با بركات از اهل بيتش و سلام و تحيت بسيار بر آن بزرگواران باد.

التماس دعا .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:56  توسط محمد شب آبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خدمت شما بزرگواران ممنونم که لطف کردین و به این وبلاگ سر زدین امیدارم که این دعای بسیار زیبا مورد استفادتون قرار بگیره .

با تشکر محمد دماوندی نیا

التماس دعای خیر .

پیوندهای روزانه
شب آبی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1390
مهر 1389
تیر 1387
فروردین 1387
پیوندها
شب آبی
دعای توسل
حدیث کساء
زیارت عاشورا
زیارت اربعین
دعای عهد
گلچین فایلهای مذهبی
گفته های m.d
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای
آسمانی
مرصاد 20
اشعار مهدوی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM